تبلیغات
من فریبا هستم.... - مطالب بهمن 1391
 
سه شنبه 24 بهمن 1391 :: نویسنده : فریبا
حق دارند این چشمها

اگر

هنوز هم

خیره می شوند به دوردست ها

این چشمها، پشتِ سر ِ مسافرشان

آب ریخته اند....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 بهمن 1391 :: نویسنده : فریبا
خدای من ، خدای مهربان من ، خدایی كه به همه چیز آگاهی ....
بشنو صدای این بنده خسته و تنهای خویش را ...
خدایا ... تو خود تنهایی و میدانی كه تنهایی چه غم بزرگی است ، من هم توی این دنیای به این بزرگی بدون عشقم تنهای تنهام ...
خدایا ... اگر عشق بد است چرا آن را در دل بندگانت میندازی؟
خدایا ...
زمین نمی آیی ؟؟؟ دستم را نمی گیری ؟؟؟ اگر زمین نمیایی مرا پیش خودت ببر .... من بدون عشقم تنهای تنهام ...
خدایا ... زمین جای بدی است اینجا مردمان همدیگر را درك نمی كنند و بیوفایی میكنن ....
خدایا ... اینجا مردمانش با زبان ، نیش می زنند ، دل می شكنند و عیبهای یكدیگر را به رخ می كشند....
خدایا خسته ام ، خیلی خسته ، دستم را بگیر ....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




من فریبا هستم....
درباره وبلاگ

می شناسم کسانی را که
زیر یک سقف زندگی می کنند
روی یک تختخواب می خوابند
و سالهاست شناسنامه شان به نام هم شده
اما قلبشان را جایی دورتر از خانه جا گذاشته اند
... و من فکر می کنم دیگر هرگز محرم هم نخواهند شد .....
اما تو .....
از دور نگاهم کن ... صادقانه ... با همان گیرایی عاشقانه ات
تا ابد فقط به تو فکر خواهم کرد
تو محرم منی ...
حتی اگر هرگز نامت به شناسنامه ام نیاید ....


مدیر وبلاگ : فریبا
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :