تبلیغات
من فریبا هستم.... - زخم خورده....
 
شنبه 5 اسفند 1391 :: نویسنده : فریبا
من فریبا هستم....
من دختری هستم كه با تمام وجود به عشقش ، عشق ورزید و وفادار ماند ولی عشقش ، از ترس حرف مردم او را تنهای تنها گذاشت و رفت....
من فریبا هستم ، دختری زخم خورده ، با قلبی شكسته...
دختری كه عشقش به او خنجر زد و با چشمانی باز ، شاهكارش را نگریست ...
من فریبا هستم ، دختری كه 18 سال عبادت خدا كرد و جز خدا به هیچكس و هیچ چیز اهمیت نداد ولی بعد از 18 سال عاشق شد و بعد از عاشق شدن به او تهمت فاحشگی و بی ناموسی زدن و از اجتماع طرد شد ....
مژدگانی بده عشقم ، مژدگانی بده ، كه به قدیسه این شهر تهمت فاحشگی زدند...
من فریبا هستم...
دختری از سرزمینی كه در آن ، زنها حق عاشق شدن ندارند ، درست ترش را بگویم حق نفس كشیدن هم ندارند ...
من فریبا هستم ...
زنی 30 ساله ، با غمهایی 1000 ساله ...
زخم خورده از خانواده و جامعه ، به جرم عاشقی...
من زنی هستم كه تنها همدمم ، بالشم و شبهای تار است ، كه سر فرو برم در بالش خویش و تا سپیده دم زار زار گریه كنم....
زنی كه در فراق یار ، موهای سرش سفید شد و هیچ همدم و همرازی نیست كه درد دلش را بشنود و ایكاش كه هیچوقت هم نباشد ، چرا كه ، در سرزمین من ، زن اگر عاشق شد همان بهتر كه خفه شود و درد دلش را به هیچكس نگوید تا آبرویش حفظ شود.....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 4 خرداد 1392 12:06 ب.ظ
سلام عزیزم ناراحت نباش همه چی درست میشه.
چهارشنبه 16 اسفند 1391 05:14 ب.ظ
سلام فریبا جون خوبی عزیزم؟
ممنونم که به وبم سرزدی فدا!
بازم سر بزن و بدون اینایی که با خودت مرور و تکرار میکنی فقط باعث میشه که افسرده شی میدونم سخته ولی بهش فکر نکن فریبا جونم!
فیلا
دوشنبه 7 اسفند 1391 07:53 ق.ظ
راستی الان که یه سال از زندگیم میگذره بهت میگم
وادمهای که ادم رو تنها میذارن لایق فکر کردن و عشق ورزیدن نیستن--- یادم رفت بگم پسری که 4 سال پیش منو ترک کرد خودش حالا پشیمونه و خودش تنها مونده و دیگه وقتی التماس میکنه من از خوبی های نا تمام شوهرم میگم از عشقم به شوهرم میگم

فریبا جون اینطور ادمها رو بهشون فکر نکن فقط خدا بهترین قاضی دنیاست-اینطور پسرا لایق عشق پاک تو نیستن

خدا بهترین پسر رو بهت میده-بهترین رو همونطور که به من داد وقتی فکرش رو هم نمیکردم
دوشنبه 7 اسفند 1391 07:48 ق.ظ
سلام خانومی
خیلی شبیه منی-منم تو 22 عاشق شدم
8 سال عاشقش بودم
هر حرفی رو به خاطرش شنیدم-هر کاری براش کردم اما اون رفت با یکی دیگه دوست شد.عزیزم یه سال بعد از این بدبختی ها که گذاشت رفت 31 ساله بودم یه پسرهمه چی تمام هم سن خودم با مدرک بالا-کارمند-مهربون .خدا یه فرشته سر راه من گذاشت از یه شهر دیگه اصلا فکرش رو هم نمی کردم الان یه ساله باهاش ازدواج کردم اولش به عشق اولم فکر میکردم...
اما حالا شوهرم تمام عشقمه-یه فرشته است از تو اسمون شوهر من


مطمئنم تو هم از خدا بخواه یه ادم خوب بهت میده
یکشنبه 6 اسفند 1391 04:07 ب.ظ
راستی یه چیز دیگه
بعضی چیزها هست که توی جامعه‌ی ما بد شناخته میشه. مثل دوست پسر داشتن. من با نظر جامعه مخالفم که چرا فقط دخترهارو سرزنش میکنن تو دوستی ها و کسی به پسرها زیاد کاری نداره و حرف درنمیاره. اما چه میشه کرد. چاره ای نیست جز قبول کردن یک سری چیزها. باید قبول کرد که نمیشه مخالف مسیر رودخانه (جامعه) حرکت کرد. شما هم باید به خودت بیای و از الان به بعد موافق با مسیر رودخانه پیش بری تا انقدر فشار بهت نیاد و خسته نشی از زندگی عزیزم.
یکشنبه 6 اسفند 1391 03:34 ق.ظ
عزیزم اول اون پست بالا رو خوندم و الان این پستو ..... متاسفم برای پیشامد هایی که برات پیش اومده ..... نمیدونم گاهی بعضی از ما .....بابت کاری که با اطمینان میدونن درسته .....تاوان سنگینی میدن ...... انشاالله روز های زیبا و طلایی در انتظارت هست ..... کمی دیگه صبر کن .....
شنبه 5 اسفند 1391 12:28 ب.ظ
دوست عزیز مطمئن باش پایان هرسیاهی سپیدیست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


من فریبا هستم....
درباره وبلاگ

می شناسم کسانی را که
زیر یک سقف زندگی می کنند
روی یک تختخواب می خوابند
و سالهاست شناسنامه شان به نام هم شده
اما قلبشان را جایی دورتر از خانه جا گذاشته اند
... و من فکر می کنم دیگر هرگز محرم هم نخواهند شد .....
اما تو .....
از دور نگاهم کن ... صادقانه ... با همان گیرایی عاشقانه ات
تا ابد فقط به تو فکر خواهم کرد
تو محرم منی ...
حتی اگر هرگز نامت به شناسنامه ام نیاید ....


مدیر وبلاگ : فریبا
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :